السيد موسى الشبيري الزنجاني

5759

كتاب النكاح ( فارسى )

نقد استاد مد ظله بر استدلال مذكور به نظر مىرسد كلام صاحب حدائق درست نيست زيرا اين تعبير عرفى نيست كه در جواب سؤال از اينكه معيار اسلام چيست كه آن احكام خاص را به دنبال دارد ؟ گفته شود اسلامى است كه آن احكام خاص را به دنبال دارد ! اين اصلًا عرفى نيست و در واقع شبيه به استهزاء كردن سائل است اگر امام 7 از جواب دادن محظورى داشتند مىتوانستند جواب را موكول به بعد كنند و يا اينكه ساكت بمانند ولى به نظر ما حضرت جواب را فرموده‌اند ، چون اگر دقت كنيم در مىيابيم كه سؤال سائل در واقع از اين است كه آيا بايد شخص اعتقاد باطنى هم داشته باشد تا در زمره مسلمين در آيد و آن احكام خاص بر او مترتب شود ؟ حضرت جواب فرموده‌اند كه كسى كه به حسب اطلاقات متعارف مردم به او مسلمان مىگويند كه ما گاهى تعبير به مسلمان شناسنامه‌اى مىكنيم . اين احكام بر او مترتب مىشود و ديگر اعتقاد باطنى لازم نيست ، پس ايكال به عرف مىكند يعنى آيا عرف به او مسلمان مىگويد يا نه ؟ اگر مسلمان مىگويد چنين احكامى بر او مترتب مىشود و ميزان آن ظهور تكاليف دينى از آن شخص است يعنى در ظاهر نماز بخواند ، روزه بگيرد ، و ساير تكاليف دينى را انجام دهد تا عرف به او مسلمان اطلاق كند ، همين اماره براى اثبات اسلام مىباشد و حتى ممكن است بگوييم از باب اماره هم نيست چون اماره قابل تخلف از واقع است ، بلكه خود همين ظواهر موضوع آن احكام باشد ، هر چند يقين داشته باشيم كه در باطن هيچ اعتقادى به اين اعمال ندارد . بنابراين سنىها كه همين ظواهر را انجام مىدهند كفايت مىكند هر چند به ولايت ائمه اطهار : اعتقادى ندارند و حتى بالاتر از سنىها ، منافقين هم اگر به ظواهر اسلام پايبند باشند ، كشتن آنها جايز نيست هر چند به پيامبر اكرم 9 در باطن اعتقادى ندارند . پس معيار تظاهر به اسلام است نه اعتقاد قلبى و حكم ثبوتى هم دائر مدار تظاهر به اسلام است ، روايت بعدى هم شاهد بر اين مدعاست كه منافقين هم اگر تظاهر به اسلام كنند همين حكم